موروثیلغتنامه دهخداموروثی . [ م َ ] (ص نسبی ) آنچه به ارث رسیده باشد و مال موروث . ضد مکتسبی . (ناظم الاطباء). ارثی . به ارث رسیده . از راه ارث رسیده ، مقابل مکتسب .(از یادداشت مو
صفات موروثیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: وجود وثی، وراثت، میراث، دیاناِ، کروموزوم، ژن، خاصیت ارثی استعدادذاتی، گناه جبلی اجداد، نسب نامه، ولی آتاویسم، شباهت نیاکان، وقوع مکرر، تکرار قانون مندل
سامانۀ موروثیlegacy systemواژههای مصوب فرهنگستانسامانهای نرمافزاری که برای مدتی طولانی در حال اجرا بوده است و کارکرد آن برای سازمان جنبۀ حیاتی دارد