موردفرهنگ مترادف و متضاد۱. مناسبت، موقع، موقعیت، وضع ۲. مرحله، وهله ۳. زمینه، باب ۴. موضوع، مطلب ۵. محل ورود، مدخل ≠ مخرج، محل خروج
موردلغتنامه دهخدامورد. (اِخ ) دهی است از دهستان دهدز بخش دهدز شهرستان اهواز واقع در 24 هزارگزی جنوب باختری دهدز با 150 تن جمعیت آب آن از چشمه و راه آن مالرو است . (از فرهنگ جغرا
موردلغتنامه دهخدامورد. (اِ) درختی همیشه سبز و دارای برگی خوشبو و گلی سپید کوچک و خوشبو که به تازی آس گویند. (از ناظم الاطباء) (از جهانگیری ). رند. (منتهی الارب ). درختی است که ب
موردلغتنامه دهخدامورد. [ م َ رِ ] (ع اِ) راه و طریقه و محل ورود. (ناظم الاطباء). راه . (انجمن آرا). (آنندراج ) (منتهی الارب ). || ره آب . (دهار). راه آب . ج ، موارد. (مهذب الاسم
غذاخوری بزرگmega restaurantواژههای مصوب فرهنگستانغذاخوریای بسیار بزرگ گاه با تزیینات پرزرقوبرق که مورد استقبال مردم است متـ . رستوران بزرگ
محمدلغتنامه دهخدامحمد. [ م ُ ح َم ْ م َ ] (اِخ ) ابن محمدبن محمدبن سعدبن عبداﷲ بروی شافعی فقیه ، مکنی به ابومنصور. از ائمه ٔ فقهاء شافعی در فقه و علم کلام و وعظ بود. فقه را از م
دمامینیلغتنامه دهخدادمامینی . [ دَ ] (اِخ ) بدرالدین محمدبن ابی بکربن عمر... قرشی مخزومی دمامینی مالکی اسکندری . وی در سال 763 هَ . ق . در اسکندریه ٔ مصر به دنیا آمد و در ادبیات به
باکانتلغتنامه دهخداباکانت . (اِخ ) نام راهبه های معابد باکوس که در یونان و روم مأمور خدمت در این معابد بودند. اینان در جشنهای دیونیزوس دخالت و شرکت داشتند. این جشنها ابتدا هر دوس
نظام الدین قاریلغتنامه دهخدانظام الدین قاری . [ ن ِ مُدْ دی ن ِ ] (اِخ )محمود یزدی ملقب به نظام الدین و مشهور به شاعر البسه . از شاعران قرن نهم است . وی به تقلید ابواسحاق معروف به بسحاق اط