موج شاخصsignificant waveواژههای مصوب فرهنگستانموجی فرضی که ارتفاع آن با میانگین ارتفاع یکسوم بلندترین موجهای یک مجموعۀ خاص از امواج برابر است
ارتفاع موج شاخصsignificant wave heightواژههای مصوب فرهنگستانبلندای موج شاخص در مجموعهای از موجهای معین
دورۀ موج شاخصsignificant wave periodواژههای مصوب فرهنگستاندورۀ تناوب موج شاخص در مجموعهای از امواج معین
مؤجلغتنامه دهخدامؤج . [ م ُءْج ْ ] (ع مص ) گذر کردن آینه ٔ زانو در مابین پوست و استخوان .(ناظم الاطباء). ناظم الاطباء این صورت را ضبط کرده است ، اما صحیح کلمه مؤوج [ م ُ ئو ]
ارتفاع موج شاخصsignificant wave heightواژههای مصوب فرهنگستانبلندای موج شاخص در مجموعهای از موجهای معین
دورۀ موج شاخصsignificant wave periodواژههای مصوب فرهنگستاندورۀ تناوب موج شاخص در مجموعهای از امواج معین