موج آکوستیکیacoustic waveواژههای مصوب فرهنگستانموج سهبُعدی فشردگی و وافشردگی محیط براثر اختلال ناشی از چشمۀ انرژی آکوستیکی در آن محیط
صافی موج آکوستیکیacoustic wave filterواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که امواج صوتی با بسامدهای مختلف را از هم جدا میکند
مؤجلغتنامه دهخدامؤج . [ م ُءْج ْ ] (ع مص ) گذر کردن آینه ٔ زانو در مابین پوست و استخوان .(ناظم الاطباء). ناظم الاطباء این صورت را ضبط کرده است ، اما صحیح کلمه مؤوج [ م ُ ئو ]
انتقال آکوستیکیacoustic transmissionواژههای مصوب فرهنگستانجابهجایی انرژی براثر حرکت موج آکوستیکی در محیط
فشار تابش آکوستیکیacoustic radiation pressureواژههای مصوب فرهنگستانفشار حالتپایایی که موج آکوستیکی بر سطحی که بر آن فرود میآید، وارد میکند
برهمکنش نور ـ صوتیacoustooptical interactionواژههای مصوب فرهنگستانتغییراتی که وجود میدان موج آکوستیکی کمبسامد در انتشار موج اپتیکی به وجود میآورد
مدولهساز نور ـ صوتیacoustooptical modulatorواژههای مصوب فرهنگستانوسیلهای که با بهرهگیری از موج آکوستیکی دامنه یا فاز باریکۀ نور را تغییر میدهد