موجودیلغتنامه دهخداموجودی . [ م َ ] (حامص ) موجود بودن . مقابل معدومی . || (اِ) نقد. آنچه برجای است . آنچه از پول و اعتبار و ارز و لوازم و ابزار و اشیاء وجود داشته باشد. هرچه از م
موجودیinventory, stockواژههای مصوب فرهنگستانشمار اقلامی که برای مصارف آتی در مهمانخانهها و رستورانها و امور مهمانیاری نگهداری میشوند