موجوداتلغتنامه دهخداموجودات . [م َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ موجودة. رجوع به موجود و موجودة شود. || مخلوقات و آفریدگان و شوندگان . (ناظم الاطباء). کاینات . مکونات . آفریده ها. آفریدگان . بر
موجودات دریاییفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی زیان، شقایق، مرجان، ستارۀ دریایی، اسفنج دریایی، خرچنگ، میگو، اختاپوس، هشتپا، ماهی مرکب، اسبدریایی، مارماهی، اسکالوپ، بمبک، پرندهماهی، عنبرماهی
presencesدیکشنری انگلیسی به فارسیموجودات، حضور، محضر، مجاورت، پیشگاه، در نظر مجسم کننده، وقوع و تکرار، پیش