۱. بهوجودآمده؛ هستشده؛ آفریدهشده.
۲. (صفت) وجوددارنده.
باشنده، هستار، هستنده، پدیده، هست
۱. حاضر، حی، زنده
۲. هست ≠ غایب
actual, alive, available, being, going, disposable adj., entity, existent, extant, forthcoming, out, prevailing, stock, substantial