25 فرهنگ

4560 مدخل


موجود

mo[w]jud

۱. به‌وجود‌آمده؛ هست‌شده؛ آفریده‌شده.
۲. (صفت) وجوددارنده.

باشنده، هستار، هستنده، پدیده، هست

۱. حاضر، حی، زنده
۲. هست ≠ غایب

actual, alive, available, being, going, disposable adj., entity, existent, extant, forthcoming, out, prevailing, stock, substantial