مواهبلغتنامه دهخدامواهب . [ م َ هَِ ] (ع اِ) ج ِ مَوهَبَة. (منتهی الارب ) (دهار) (اقرب الموارد)(ناظم الاطباء). عطیه ها. ج ِ موهبت . (غیاث ) : منتظریم جواب این نامه را... تا به تا
مواهبةلغتنامه دهخدامواهبة. [ م ُ هََ ب َ ] (ع مص ) نبرد کردن به بخشش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
صالح مواهبیلغتنامه دهخداصالح مواهبی . [ ل ِ ح ِ م َ هَِ ] (اِخ ) وی رئیس طریقت قادریان حلب بود و به سال 1152 هَ . ق . درگذشت . رجوع به اعلام النبلاء ج 6 صص 510 - 512 شود.
مؤاربةلغتنامه دهخدامؤاربة. [ م ُ آ رَ ب َ ] (ع مص ) مغلوب کردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). || فریب دادن . (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء) (آنندراج
متأهبلغتنامه دهخدامتأهب . [ م ُ ت َ ءَهَْ هَِ ] (ع ص ) ساختگی کننده برای کاری . (آنندراج ). آماده و مهیا و ساخته برای کار. (ناظم الاطباء). و رجوع به تأهب شود.
مواهبةلغتنامه دهخدامواهبة. [ م ُ هََ ب َ ] (ع مص ) نبرد کردن به بخشش . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ).
صالح مواهبیلغتنامه دهخداصالح مواهبی . [ ل ِ ح ِ م َ هَِ ] (اِخ ) وی رئیس طریقت قادریان حلب بود و به سال 1152 هَ . ق . درگذشت . رجوع به اعلام النبلاء ج 6 صص 510 - 512 شود.
امتیاز بهرهبرداری جنگلforest concession, forest privilegeواژههای مصوب فرهنگستانحق استفاده از کلیۀ مواهب جنگل، شامل برداشت چوب و فراوردههای غیرچوبی و استفادههای دیگر از قبیل استحصال آب و گردشگری در جنگل برای اشخاص حقیقی یا حقوقی در کوتاه
صاحبامتیاز جنگلforest concessionaireواژههای مصوب فرهنگستاناشخاص حقیقی یا حقوقی که حق استفاده از کلیۀ مواهب جنگل را دارند
عبدالباقیلغتنامه دهخداعبدالباقی . [ ع َ دُل ْ ] (اِخ ) مواهبی بن ابوالمواهب بن عبدالباقی الباقی الحنبلی الدمشقی . از فضلاء بود و از تألیفات اوست : نظم الشافیه در صرف و شرح آن ، ارجو