موافقت نامهلغتنامه دهخداموافقت نامه . [ م ُ ف َ / ف ِ ق َ م َ / م ِ ] (اِ مرکب ) ورقه ای مکتوب مبنی بر سازش دو تن یا دو گروه یا دو ملت یا دو دولت در مسأله ای و امری .
موافقت نامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوشتهای که در آن دو یا چند نفر یا گروه یا دولت موافقت خود را در امری امضا کنند.
موافقت نامهفرهنگ انتشارات معین( ~. مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) ورقه ای مکتوب مبنی بر موافقت دو تن ، دو گروه یا دو دولت در امری .
موافقتنامهagreementواژههای مصوب فرهنگستانسندی در حقوق بینالمللی میان دو یا چند دولت یا سازمان بینالمللی مبنی بر توافق بر امری خاص
موافقتنامة بینِخطوطinterline agreement/interlining agreement, interline traffic agreement, multilateral interline agreement, multilateral interline traffic agreementواژههای مصوب فرهنگستانموافقتنامه بین دو یا چند خط هوایی برای مشارکت در شبکة فعالیت پروازی
موافقتنامه دسترسیaccess agreementواژههای مصوب فرهنگستانموافقتنامهای که هر کشور باتوجهبه ضوابط قانونی داخلی و روالهای بینالمللی و رسمی به تصویب میرساند و در آن شرایط دسترسی به شبکۀ ریلی و ایستگاهها و آمادگاهه
agreementsدیکشنری انگلیسی به فارسیموافقتنامه ها، توافق، قرارداد، موافقت، پیمان، معاهده، سازش، قرار، عقد، عهد، مطابقهء نحوی، معاهده و مقاطعهء، شرط، عهد نامه، قبول
موافقهلغتنامه دهخداموافقه . [ م ُ ف َ ق َ / ف ِ ق ِ ] (از ع ، اِمص ) موافقة. موافقت . سازگاری . سازواری . همفکری . همرایی . و رجوع به موافقت و موافقة شود : معارف ملک میان او و سلط
پذیرشنامهagrémentواژههای مصوب فرهنگستانموافقتنامة رسمی دولت پذیرنده با اعزام شخصی خاص از طرف دولت فرستنده بهعنوان سفیر یا رئیس هیئت نمایندگی