25 فرهنگ

1012 مدخل


مواظب

movāzeb

کسی که پیوسته به‌ کاری یا امری رسیدگی و مراقبت کند؛ مراقب؛ نگهبان.

مترصد، متوجه، محافظ، مراقب، نگهبان

alert, attentive, cautious, heedful, jealous, leery, sharp-sighted, shy, wary, watchful, wide-awake