مواضعلغتنامه دهخدامواضع. [ م َ ض ِ ] (ع اِ) ج ِ موضع به معنی جای . (آنندراج ) (اقرب الموارد) (دهار) (ناظم الاطباء) (ترجمان القرآن جرجانی ص 96). || جایها و محلها و قریه ها. (ناظم
مَّوَاضِعِهِفرهنگ واژگان قرآنمحلهاي قرار گرفتن مراد از تحريف کلمات از مواضعش در عبارت "يُحَرِّفُونَ ﭐلْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ"اين خواهد بود که کلمهاي را در غير آنجايي که بايد به کار رود اس
مواضعهفرهنگ مترادف و متضاد۱. قرارداد، نهاد، وضع ۲. قرارومدار، تبانی ۳. سازواری، موافقت ۴. قرارگذاشتن، وضع کردن
مواضعاتلغتنامه دهخدامواضعات . [ م ُ ض َ ] (ع اِ) ج ِ مواضعة. (ج ِ مواضعت و مواضعه ) به معنی قرارها و قرار نهادن ها و موافقتها و سازواریها و نهادنیها و قراردادها. (یادداشت مؤلف ).
مواضعنامهplatform 2واژههای مصوب فرهنگستانمواضع یا سیاستهای یک حزب یا نامزد سیاسی دربارۀ موضوعات مهم ملی و بینالمللی که معمولاً در آستانۀ برگزاری انتخابات برای جذب آرای عمومی اعلام میشود
مَّوَاضِعِهِفرهنگ واژگان قرآنمحلهاي قرار گرفتن مراد از تحريف کلمات از مواضعش در عبارت "يُحَرِّفُونَ ﭐلْکَلِمَ عَن مَّوَاضِعِهِ"اين خواهد بود که کلمهاي را در غير آنجايي که بايد به کار رود اس
مواضعاتلغتنامه دهخدامواضعات . [ م ُ ض َ ] (ع اِ) ج ِ مواضعة. (ج ِ مواضعت و مواضعه ) به معنی قرارها و قرار نهادن ها و موافقتها و سازواریها و نهادنیها و قراردادها. (یادداشت مؤلف ).
مواضعتلغتنامه دهخدامواضعت . [ م ُ ض َ / ض ِ ع َ ](از ع ، اِمص ، اِ) مواضعة. (ناظم الاطباء). قرارگذاری . قرارداد. قراردادی متضمن شروط خاص و تعهدات معین . عهد. پیمان . قولنامه . موا
مواضعخانلغتنامه دهخدامواضعخان . [ م َ ض ِ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای چهارگانه ٔ بخش ورزقان که در قسمت جنوب بخش واقع شده و از شمال به دهستان اوزمدل و از جنوب به دهستان مهران رود و