مهندسفرهنگ مترادف و متضاد۱. فارغالتحصیلرشتههای مهندسی ۲. متخصص ماشینآلات ودستگاههای الکترونیکی ۳. طراح ماشینآلات ودستگاهها و ابزار الکترونیکی ۴. آرشیتکت، معمار
مهندسلغتنامه دهخدامهندس . [ م ُ هََ دِ ] (معرب ، ص ، اِ) (معرب از اندازه ٔ فارسی ) مهندز. اندازه گیرنده . (غیاث ). تقدیرکننده . (مهذب الاسماء) محاسب . شماردار. مقدر : ز دینار و گ
آرشیتکتواژهنامه آزادمعمار - طراح ساختمان - کسی که با شناسایی دقیق کاربری ساختمان اقدام به طراحی نقشه های معماری ساختمان میکند مهندس معماری، کسی که به صورت آکادمیک معماری را آموخته
پیاده کردنلغتنامه دهخداپیاده کردن . [ دَ / دِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) فرود آوردن از اسب یا هر مرکب دیگر. ارجال . (منتهی الارب ). پیاده گردانیدن . از مرکب بزیر آوردن . پائین آوردن از ستور