مهموسلغتنامه دهخدامهموس . [ م َ ] (ع ص ) آهسته . خفی (آواز). مخفی و پنهان و نهان . (ناظم الاطباء). حرفی که به سستی و آهستگی تلفظ گردد. کلام مهموس ؛ سخن غیر ظاهر و آهسته . (از اقر
مهموسةلغتنامه دهخدامهموسة. [ م َ س َ ] (ع ص ) تأنیث مهموس . || حروف تهجی که به صورت نرم و پست ادا شود. (غیاث ).- حروف مهموسة ؛ ده حرف است و مجموع آن ده حرف در سه کلمه ٔ «حثه شخص
حرف مهموسلغتنامه دهخداحرف مهموس . [ ح َ ف ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرفی که هنگام حرکت جریان تنفس حبس نگردد: س ، ش ، ح ، خ ، ت ، ث ، ص ، ف ، ک ، هَ . زیرا که در حروف مهموسه تکی
حروف مهموسهلغتنامه دهخداحروف مهموسه . [ ح ُ ف ِ م َ س َ / س ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف مهموس شود.
liltsدیکشنری انگلیسی به فارسیگره، اهنگ، اهنگ موزون، شعر نشاط انگیز خواندن، باسبکروحی حرکت کردن، اهنگ خوش نوا و موزون خواندن
مهموسةلغتنامه دهخدامهموسة. [ م َ س َ ] (ع ص ) تأنیث مهموس . || حروف تهجی که به صورت نرم و پست ادا شود. (غیاث ).- حروف مهموسة ؛ ده حرف است و مجموع آن ده حرف در سه کلمه ٔ «حثه شخص
حرف مهموسلغتنامه دهخداحرف مهموس . [ ح َ ف ِ م َ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) حرفی که هنگام حرکت جریان تنفس حبس نگردد: س ، ش ، ح ، خ ، ت ، ث ، ص ، ف ، ک ، هَ . زیرا که در حروف مهموسه تکی
حروف مهموسهلغتنامه دهخداحروف مهموسه . [ ح ُ ف ِ م َ س َ / س ِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رجوع به حرف مهموس شود.
شینلغتنامه دهخداشین . (ع اِ) حرفی از حروف معجمه هجا مهموسه . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). نام حرف سیزدهم از الفبای ابتثی و حرف بیست ویکم از الفبای ابجدی . (ناظم الاطباء). نام
هالغتنامه دهخداها. (ع اِ) حرفی است از حروف مهموسه و گاهی زائد آید و مبدل شود. (منتهی الارب ). نام حرف «هَ». ج ، هاآت . (ناظم الاطباء).