مهمانخانۀ اربابیcountry house hotelواژههای مصوب فرهنگستانهریک از خانههای بزرگمالکان در روستاها که به مهمانخانه/ هتل تبدیل شده است و در آن به مهمانان خدمات ویژهای عرضه میشود متـ . هتل اربابی
مهمانخانۀ اتاقپُرfull houseواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانهای که تمام اتاقهای آن اشغال شده باشد متـ . هتل اتاقپُر، اتاقپُر
مهمانخانۀ اختصاصیboutique hotelواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانه/ هتلی غالباً کوچک، با طرحی نسبتاً جدید، که در آن خدمات ویژهای عرضه میشود متـ . هتل اختصاصی
مهمانخانۀ فرسودهfleabagواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانه یا هر اقامتگاه دیگری که کثیف و فرسوده باشد متـ . هتل فرسوده
مهمانخانۀ ارزان با خدمات محدودeconomy/limited-service hotelواژههای مصوب فرهنگستانمهمانخانهای که با بسنده کردن به ارائۀ سطحی از خدمات که تنها به رعایت پاکیزگی و دلپذیری و ارزانی اتاقها و تأمین نیازهای اولیۀ مهمانان تأکید دارد و تعرفهها را
مهمانخانۀ اصلیflagship hotelواژههای مصوب فرهنگستانمهمترین مهمانخانه در یک مجموعه از مهمانخانههای زنجیرهای متـ . هتل اصلی
کاترین دوملغتنامه دهخداکاترین دوم . [ ت ِ ن ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) ملقب بکبیر. آلبرماله در تاریخ خود نویسد: «پطر سوم شش ماه پادشاهی کرد. زنی داشت به نام کاترین که بر حسب عدم تجانس فطری و
پکینگلغتنامه دهخداپکینگ . [ پ ِ ](اِخ ) پکن . خانبالیغ نام پایتخت سلسله سلاطین کین که با سلاطین سونگ در آخر قرن ششم هجری بر آسیای شرقی و سواحل اقیانوس کبیر یعنی دو مملکت کره و چی
خانهلغتنامه دهخداخانه . [ ن َ / ن ِ ] (اِ) آن جایی که در آن آدمی سکنی می کند. (ناظم الاطباء). سرا. منزل . مستَقَرّ : برگزیدم بخانه تنهایی از همه کس درم ببستم چست . شهیدبلخی .کنو
حجازلغتنامه دهخداحجاز. [ ح ِ ] (اِخ ) سرزمین معروف . مکة و مدینة و طائف و روستاهای آنها. و از آنروی بدین ناحیت حجاز گویند که حاجز و فاصل و حائل است میان نجد و تهامة یا بین نجد و