مهرگللغتنامه دهخدامهرگل . [ م ُ گ ِ ] (اِ مرکب ) گلی است دوائی و آن را گل مختوم نامند و گل بیشه نیز گویند. طین مختوم . (از آنندراج ) : قهرش از مهر بر حواس نهدنقش با مهر گل فرستد
مهرگلفرهنگ نامها(تلفظ: mehr gol) (مهر = خورشید + گل) ، گل آفتاب ، گل آفتاب گردان ؛ (به مجاز) زیبا و لطیف .
مارگلیوثلغتنامه دهخدامارگلیوث . [ گ ُ ] (اِخ ) داود سموئیل مارگلیوث (مرجلیوث ). متولد 17 اکتوبر سال 1858 م . در لندن . مستشرق و ادیب معروف انگلیسی . وی از سال 1889 در دانشگاه آکسفور
مرگلولغتنامه دهخدامرگلو. [ م َ گ َل ْ لو ] (اِخ ) دهی است از دهستان حومه ٔبخش زرقان شهرستان شیراز، واقع در10هزارگزی جنوب غربی زرقان در کنار راه پل خان به رامجرد با 407 تن سکنه .
مرگلولغتنامه دهخدامرگلو. [ م َ گ َل ْ لو ] (اِخ ) دهی است ازدهستان حومه بخش قاین شهرستان بیرجند در 42هزارگزی جنوب غربی قاین و 27 هزارگزی غرب راه قاین به بیرجند، در غرب منطقه کوهس
مارگلیوثلغتنامه دهخدامارگلیوث . [ گ ُ ] (اِخ ) داود سموئیل مارگلیوث (مرجلیوث ). متولد 17 اکتوبر سال 1858 م . در لندن . مستشرق و ادیب معروف انگلیسی . وی از سال 1889 در دانشگاه آکسفور