مهرشادواژهنامه آزادخورشید تابان. پرتوی روشنای خورشید. سرشار از مهر و محبت مهر به معنای خورشید است. شاد هم به معنای شادی شوق و شعف است. و در کل دو معنی دارد 1-خورشید شاد 2-به معنای
مهرادلغتنامه دهخدامهراد. [ م ِ ] (اِخ ) با حسیس [ ظ: یا جشنس ] از مؤلفان دوره ٔ ساسانی است . کتابی به نام بزرگمهربن بختکان نوشته است و آغاز آن بدین مضمون بوده است : لم یتنازع ال
مهرداد اوللغتنامه دهخدامهرداد اول . [م ِ دِ اَوْ وَ ] (اِخ ) اشک ششم . ششمین شاه سلسله ٔ اشکانی است . دولت اشکانیان را به منتها درجه ٔ قدرت رسانید و دمتریوس پادشاه سلوکیدی را مغلوب و
مهرداد پنجملغتنامه دهخدامهرداد پنجم . [ م ِ دِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) پادشاه پارت ، ملقب به ائوئرگتس که ظاهراً از 150 تا 121 ق .م . سلطنت کرد و در زمان سلطنت خویش با رومیان صلح نمود.
پنتلغتنامه دهخداپنت . [ پ ُ ] (اِخ ) نام ولایت شمالی آسیای صغیر بر کنار پونتوکسن دریای سیاه (بحر اسود) و آن را به لاطینی پنتوس (بنطس عربی ) می گفتند. دولتی در آن سرزمین در عهد
بتلغتنامه دهخدابت . [ ب ُ ] (اِ)آن تندیس که به صور گوناگون سازند و بجای خدای پرستش کنند. مجسمه که برای پرستش ساخته میشود. (فرهنگ نظام ). وَثَن . (منتهی الارب ). صنم . (ترجمان
مهرادلغتنامه دهخدامهراد. [ م ِ ] (اِخ ) با حسیس [ ظ: یا جشنس ] از مؤلفان دوره ٔ ساسانی است . کتابی به نام بزرگمهربن بختکان نوشته است و آغاز آن بدین مضمون بوده است : لم یتنازع ال
مهرداد اوللغتنامه دهخدامهرداد اول . [م ِ دِ اَوْ وَ ] (اِخ ) اشک ششم . ششمین شاه سلسله ٔ اشکانی است . دولت اشکانیان را به منتها درجه ٔ قدرت رسانید و دمتریوس پادشاه سلوکیدی را مغلوب و