مهربانفرهنگ مترادف و متضادباعاطفه، آزرمجو، بامهر، بامحبت، پرعاطفه، حفی، حمیم، خوشخو، دلسوز، رحیم، رقیقالقلب، شفیق، عاطفیمزاج، نرمدل، عطوف، غمخوار، مشفق، مهرور، مهرپرور، مهرورز، نازکدل ≠
مهربانیفرهنگ مترادف و متضادتولا، حفاوت، آزرم، خوشخلقی، دوستی، شفقت، عاطفه، عطوفت، عنایت، گرمسری، لطف، محبت، مرحمت، نوازش، نیکویی ≠ نامهربانی
مهدی اصفهانیلغتنامه دهخدامهدی اصفهانی . [ م َ ی ِ اِ ف َ ] (اِخ ) (میرزا...) از شاعران قرن دوازدهم هجری است . از اوست :سرشک بر مژه ام قطره های شبنم دان که در هوای رخ مهرسانش از دل ریخت