مهرداد چهارملغتنامه دهخدامهرداد چهارم . [ م ِ دِ چ َ رُ] (اِخ ) پادشاه پارت و ملقب به فیلوپاتورفیلادلفوس . وی ظاهراً از 170 تا 150 ق .م . و در دوره ٔ بین مرگ خسرو و آخر سلطنت بلاش دوم د
مهردادلغتنامه دهخدامهرداد. [ م ِ ] (اِخ ) نام پسر خسروپرویز. آنگاه که سرداران پرویز را گرفتند و به قصد کشتن او وی را حبس کردند مهرداد را پیش چشم او سر بریدند. (یادداشت مؤلف ).
مهردادفرهنگ نامها(تلفظ: mehr dād) دادهی مهر، آفریده شدهی مهر؛ (در اعلام) اسم سه نفر از پادشاهان اشکانی مهرداد بوده است (اشکهای 6 ،9 ،13) ؛ مهرداد نام یکی از گماشتگان آستیاگ ن
مهرداد اوللغتنامه دهخدامهرداد اول . [م ِ دِ اَوْ وَ ] (اِخ ) اشک ششم . ششمین شاه سلسله ٔ اشکانی است . دولت اشکانیان را به منتها درجه ٔ قدرت رسانید و دمتریوس پادشاه سلوکیدی را مغلوب و
مهرداد پنجملغتنامه دهخدامهرداد پنجم . [ م ِ دِ پ َ ج ُ ] (اِخ ) پادشاه پارت ، ملقب به ائوئرگتس که ظاهراً از 150 تا 121 ق .م . سلطنت کرد و در زمان سلطنت خویش با رومیان صلح نمود.
لاادیسلغتنامه دهخدالاادیس . [ اُ ] (اِخ ) نام دختر آنتیوخوس چهارم ملقب به اپیفان . مهرداد پنچم ملقب به اِورگت که به یونانی معنی خیِّر دارد او را بزنی گرفت و از وی پسری زاد که مهرد
بلاش دوملغتنامه دهخدابلاش دوم . [ ب َ ش ِ دُوْ وُ ] (اِخ ) بیست وپنجمین پادشاه اشکانی .بعضی بلاش دوم را از پادشاهان دوران آشفتگی بعد از بلاش اول شمرده اند که معارض خسرو اشکانی بود و
پنتلغتنامه دهخداپنت . [ پ ُ ] (اِخ ) نام ولایت شمالی آسیای صغیر بر کنار پونتوکسن دریای سیاه (بحر اسود) و آن را به لاطینی پنتوس (بنطس عربی ) می گفتند. دولتی در آن سرزمین در عهد
کاپادوکیهلغتنامه دهخداکاپادوکیه . [ دُ ی ِ ] (اِخ ) قبادوقیه . قبادوقیا. کاپادس . کاپادوس . کاپادوکیه . کاپادوکیه یونانی شده ٔ «کَت پ َ توک َ» پارسی قدیم است و داریوش اول در کتیبه ها
اشکلغتنامه دهخدااشک . [ اَ ] (اِخ ) بیستم یا گودرز. پس از کشته شدن بردان بشاهی انتخاب شد. اگرچه عقیده ٔ بعضی بر سلطنت مهرداد نوه ٔ فرهاد (یعنی فرهاد چهارم ) بود، بهرحال از سکه