مهراوهواژهنامه آزاد1:مهراوه،نام ایرانی برای دختر و تشکیل شده از واژه ی "مهر" به معنی خورشید یا محبت ،و پسوند شباهت "اوه" است. 2:مهراوه، نام مکان است،"مهر "به معنای خورشید و "آوه"
مراوه تپهلغتنامه دهخدامراوه تپه . [ م ُ وِ ت َپ ْ پ ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش مراوه تپه ٔ شهرستان گنبدقابوس است . در 14هزارگزی شمال شرقی گنبدقابوس و 144هزارگزی بجنورد، در منطقه ٔ ک
مراوه تپهلغتنامه دهخدامراوه تپه . [ م ُ وِ ت َپ ْ پ ِ ] (اِخ ) بخش مراوه تپه قبلاً جزء شهرستان بجنورد و آمار آن جزءشهرستان گنبدقابوس بود. چون اخیراً بخش گنبد شهرستان شده بخش مراوه تپ
مهاوةلغتنامه دهخدامهاوة. [ م َ وَ ] (ع مص ) آبناک گردیدن : مَهُوَ السمن ؛ آبناک گردید روغن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آبناک گردیدن شیر یا مسکه . (آنندراج ). بسیارآب و
مراوه تپهلغتنامه دهخدامراوه تپه . [ م ُ وِ ت َپ ْ پ ِ ] (اِخ ) قصبه ٔ مرکزی بخش مراوه تپه ٔ شهرستان گنبدقابوس است . در 14هزارگزی شمال شرقی گنبدقابوس و 144هزارگزی بجنورد، در منطقه ٔ ک
مراوه تپهلغتنامه دهخدامراوه تپه . [ م ُ وِ ت َپ ْ پ ِ ] (اِخ ) بخش مراوه تپه قبلاً جزء شهرستان بجنورد و آمار آن جزءشهرستان گنبدقابوس بود. چون اخیراً بخش گنبد شهرستان شده بخش مراوه تپ
مهاوةلغتنامه دهخدامهاوة. [ م َ وَ ] (ع مص ) آبناک گردیدن : مَهُوَ السمن ؛ آبناک گردید روغن . (از منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). آبناک گردیدن شیر یا مسکه . (آنندراج ). بسیارآب و