مَهَّدتُّفرهنگ واژگان قرآنتهیه کردم - فراهم نمودم - بستر سازی نمودم(از تمهید که مجازاً در مورد گستردگي مال و جاه و رو به راهي زندگي استعمال ميشود )
بتیشفرلغتنامه دهخدابتیشفر. [ ب ِ ف َ ] (اِخ ) از علمای ریاضی هندو پسر مهدت از شهر ناگرپور بود و زیجی ساخت که معروف به کرن سار است . (از ماللهند بیرونی ص 75 و 196).
بوی سوزلغتنامه دهخدابوی سوز. (نف مرکب ، اِ مرکب ) پریخوان .بدین جهت که او وقت احضار پری چیزهای خوشبو را می سوزد. (آنندراج ). || مجمر و آتشدان . (ناظم الاطباء) (آنندراج ). عودسوز. م
ترزیزلغتنامه دهخداترزیز. [ ت َ ] (ع مص ) آسان و بمراد کردن کار را. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). آسان و آماده کردن کار را. (از اقرب الموارد)(از المنجد): رززت ذلک الام