مهتابلغتنامه دهخدامهتاب . [ م َ ] (اِ مرکب ) پرتو ماه و مهشید و روشنی و تابش ماه و نوری که از کره ٔ ماه به سطح زمین می رسد. (ناظم الاطباء). از: «مه »، مخفف ماه + «تاب »، از تافتن
مهتابگویش خلخالاَسکِستانی: mungatâv دِروی: mungatâv شالی: mungatâv کَجَلی: owešma کَرنَقی: mânga tâv کَرینی: mânga tu کُلوری: mung(a tâv) گیلَوانی: mângatâv لِردی: mânga tov
مهتابگونلغتنامه دهخدامهتابگون . [ م َ ] (ص مرکب ) مانند مهتاب . || آن که چهره ٔ وی مانند مهتاب تابان باشد. (ناظم الاطباء) : زآن می عنابگون ، در قدح آبگون ساقی مهتابگون ترکی حورانژاد