مهبانفرهنگ نامها(تلفظ: mehbān) (مِه = مهتر ، بزرگتر + بان (پسوند محافظ یا مسئول)) ، محافظ و نگهبانِ مهتر و بزرگتر ؛ (به مجاز) صاحبِ منصب .
نظریۀ مهبانگbig bang theory/ Big Bang theoryواژههای مصوب فرهنگستاننظریهای دربارۀ منشأ پیدایش عالم که براساس آن عالم از انفجار یک تودۀ بسیار متراکم نقطهایشکل پدید آمده است
مِهدرخشbig flashواژههای مصوب فرهنگستاندر نظریة مهبانگ، تابشی که با کاهش ابعاد عالم به سه بُعد بهعلاوه یک همراه بوده است
بشیک تپهلغتنامه دهخدابشیک تپه . [ ب ِ ت َ پ َ / پ ِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان مهبان بخش کبودرآهنگ شهرستان همدان . سکنه آن 509 تن . آب آن از قنات . محصول آنجا غلات دیم ، لبنیات ، صیفی .