۱. ماهر بودن در کاری.
۲. استادی؛ زیرکی؛ چابکی و زبردستی در کار.
ورزه، چیرگی، زبردستی، چیره دست
احاطه، استادی، تبحر، تردستی، ترفند، تسلط، چالاکی، چربدستی، چستی، حذاقت، خبرگی، زبردستی، سررشته، فراست، ماهری، چیرهدستی، کاردانی
adeptness, ability, art, artifice, attainment, competence, craft, deftness, dexterity, expertise, expertness, facility, finesse, hand, industry, knack, manship _, mastery, neatness, professionalism, proficiency, prowess, science, ship _, skill, technique, touch