من الغتنامه دهخدامن ا. [ م ُ نُل ْ لاه / م ِ نِل ْ لاه / م َ نَل ْ لاه ] (ع ق مرکب ) لفظی است موضوع برای قسم . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). اسمی است که برای قسم وضع شده است . (ا
منعفرهنگ مترادف و متضاد۱. بازداشت، تحریم، جلوگیری، قدغن، ممانعت، نفی، نهی ۲. بازداشتن، جلوگیری کردن، ممانعت بهعملآوردن
منعدیکشنری فارسی به انگلیسیban, bar, discouragement, preclusion, prevention, prohibition, restraint, veto
منالغتنامه دهخدامنا. [ م َ ] (هزوارش ، ص ) به لغت زند و پازند به معنی گشاد و فراخ باشد و آن را شایگان هم می گویند. (برهان ) (آنندراج ). به لغت زند و پازند، گشاد و فراخ و پهن .
منالغتنامه دهخدامنا. [ م ِ ] (اِخ ) موضعی است در مکه ٔ معظمه که مقام بازار است و حاجیان در آنجا قربانی کنند. (غیاث ) (آنندراج ). آنجا که قربان کنند در حج . (مهذب الاسماء) : تا
من از آدمهای دورو و دروغگو اصلا خوشم نمیآید.گویش اصفهانی تکیه ای: men az âdemâ-ye doru-vo deruqgu xošem natte. طاری: az âyminhâ-ye dorü-vo dörövâǰen xâšem naya. طامه ای: mun az âdamâ-ye doru-vo duruvâǰen xâšom naɂaye.