مغیباتلغتنامه دهخدامغیبات . [ م َ / م ُ غ َی ْ ی َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ مَغیبَة یا مَغَیَّبَة. چیزهای پنهانی . چیزهای غیبی . (از ناظم الاطباء) (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا) : در مکنو
کنبایهلغتنامه دهخداکنبایه . [ کَم ْ ی َ ] (اِخ ) نام شهری است به هندوستان و ازوی نعلین خیزد که به همه ٔ جهان ببرند. (حدود العالم از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). در نخبةالدهر دمشقی
بلادلغتنامه دهخدابلاد. [ ب ِ ] (ع اِ) ج ِ بَلدة. (منتهی الارب ). ج ِ بَلد و بلدة. (از اقرب الموارد). شهرها. (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء) : از برای ... ترتیب بلاد... انبیا
منیعلغتنامه دهخدامنیع. [ م َ ] (اِخ ) ابن معاویةبن قروةالمنقری نماینده ٔ قتیبه که نزد عبدربه فرستاده است .باز قتیبه منیعالمنقری را اینجا (به سیستان ) فرستادو فرمان داد که عبدربه