25 فرهنگ

10163 مدخل


منکوب

mankub

مصیبت‌دیده؛ دچار نکبت‌شده؛ رنج‌دیده؛ سختی‌کشیده.

۱. تارومار، تباه، سرکوب، قلعوقمع، کوبیده، مخذول، مضمحل، مغلوب
۲. نکبتی
۳. رنجرسیده، مصیبتدیده، مشقتدیده، سختیدیده

subject