25 فرهنگ

1237 مدخل


منهدم

monhadem

ویران؛ خراب؛ ازهم‌ریخته؛ ویران‌شده.

نابود

۱. خراب، مخروب، ویران
۲. محو، نابود، نیست ≠ معمور

extinct