منقللغتنامه دهخدامنقل . [ م َ ق َ ] (اِخ ) قریه ای است دوفرسنگی بیشتر میانه ٔ جنوب و مشرق خورموج . (فارسنامه ٔ ناصری ). دهی از دهستان حومه ٔ بخش خورموج شهرستان بوشهر است که 170
منقللغتنامه دهخدامنقل . [ م ُ ق َ ] (ع ص ) کفش نیک ساخته . || گوسپندی که از علف زاری به علف زاری رود. || بیان کرده شده و تقریرشده . (ناظم الاطباء).
منقللغتنامه دهخدامنقل . [ م ِ ق َ ] (ع ص ) اسب سریع زودزود بردارنده قوائم را. مِنقال . ج ، مَناقِل . (منتهی الارب ) (آنندراج ). اسبی که در رفتار زود به زود دست وپا را بردارد. ج
منغللغتنامه دهخدامنغل . [ م ُ غ َل ل ] (ع ص ) درآینده . (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به انغلال شود. || درمیان نهاده و مندرج . (ناظم الاطباء).