منفطملغتنامه دهخدامنفطم . [ م ُ ف َ طِ ] (ع ص ) بازایستنده . (آنندراج ). بازایستاده و به انجام رسیده . (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). رجوع به انفطام شود.
منفطلغتنامه دهخدامنفط. [ م ُ ن َف ْ ف ِ ] (ع ص ) که تاول آرد . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منفطه شود.
منطمسلغتنامه دهخدامنطمس . [ م ُ طَ م ِ ] (ع ص ) فرونشیننده و نیست و محوشونده . (غیاث ) (آنندراج ). پوشیده شده .محوشده . ناپدیدگشته و پاک شده و ازمیان رفته (چون خط و اثر و جز آن )
منفطةلغتنامه دهخدامنفطة. [ م ُ ن َف ْ ف ِطَ ] (ع ص ) تأنیث منفط. ج ، منفطات : ادویه ٔ منفطة . (یادداشت مرحوم دهخدا).
شستنلغتنامه دهخداشستن . [ ش ُ ت َ ] (مص ) پاک کردن با آب و پاکیزه کردن و غسل دادن . رفع کثافت با آب نمودن . (ناظم الاطباء). شستشوی . مصدر دوم (اسم مصدر) غیر مستعمل آن شویش است .
منفطلغتنامه دهخدامنفط. [ م ُ ن َف ْ ف ِ ] (ع ص ) که تاول آرد . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منفطه شود.
منطمسلغتنامه دهخدامنطمس . [ م ُ طَ م ِ ] (ع ص ) فرونشیننده و نیست و محوشونده . (غیاث ) (آنندراج ). پوشیده شده .محوشده . ناپدیدگشته و پاک شده و ازمیان رفته (چون خط و اثر و جز آن )
منفطةلغتنامه دهخدامنفطة. [ م ُ ن َف ْ ف ِطَ ] (ع ص ) تأنیث منفط. ج ، منفطات : ادویه ٔ منفطة . (یادداشت مرحوم دهخدا).