25 فرهنگ

435 مدخل


منعکس

mon'akes

انعکاس‌یافته؛ عکس‌پذیرفته؛ برگشته.

بازتاب، بازتابش، بازتابیده، پژواکیده

۱. بازتابیده، انعکاسیافته
۲. نمایان، پدیدار، نمودار
۳. تابشیافته
۴. برگشته، واژگون
۵. ثبتشده، درجشده