25 فرهنگ

3622 مدخل


منع

man'

بازداشتن کسی از کاری یا چیزی.

بازدار

۱. بازداشت، تحریم، جلوگیری، قدغن، ممانعت، نفی، نهی
۲. بازداشتن، جلوگیری کردن، ممانعت بهعملآوردن

ban, bar, discouragement, preclusion, prevention, prohibition, restraint, veto