منضمةلغتنامه دهخدامنضمة. [ م ُ ض َم ْ م َ ] (ع ص ) تأنیث منضم . ج ، منضمات . (یادداشت مرحوم دهخدا). رجوع به منضم و منضمات شود.
منظرةلغتنامه دهخدامنظرة. [ م َ ظَ رَ ] (ع مص ) نظر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). رجوع به نظر شود. || (اِ) جای نگریستن ، خوش آیند باشد یا بدنما. (منتهی الارب )
علی میهیلغتنامه دهخداعلی میهی . [ ع َ ی ِ می ] (اِخ ) ابن عمربن احمدبن عمربن ناجی میهی شافعی بصیر. متوفی در دوازدهم ربیعالاول سال 1024 هَ . ق . در طندتاء. او راست :1- الرفائق المنظم
غیطیلغتنامه دهخداغیطی . [ غ َ ] (اِخ ) محمدبن احمدبن علی سکندری غیطی شافعی ، مکنی به ابوالمواهب و ملقب به نجم الدین . از دانشمندان مصر بود. نسبت او به «غیطالعده » یا «ابی الغیط»