منطق الطیرفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. زبان مرغان.۲. [مجاز] قدرت ارتباط با موجودات: ◻︎ منطقالطیری بهصوت آموختی / صد قیاس و صد هوس افروختی (مولوی: ۱۷۱).
حسن منطق الملکلغتنامه دهخداحسن منطق الملک . [ ح َ س َ ن ِ م َ طِ قُل ْ م ُ ] (اِخ ) او راست : حکمت طبیعیة. (ذریعه ج 7 ص 58). رجوع به منطق الملک شود.
صاحب المنطقلغتنامه دهخداصاحب المنطق . [ ح ِ بُل ْ م َ طِ ] (اِخ ) لقب ارسطو : و یؤکد ذلک قول صاحب المنطق فانه زعم فی کتاب الحیوان ... (البیان و التبیین ج 3 ص 67). رجوع به ارسطو شود.
منطقلغتنامه دهخدامنطق . [ م ُ طَ ] (ع ص ) در شاهد زیر از ناصرخسرو ظاهراًبه معنی روشن و آشکار و واضح آمده است : بی شرح و بیان او خرد رامبهم نشود هگرز منطق .ناصرخسرو (دیوان چ مینو
مَنطِقَفرهنگ واژگان قرآنسخن گفتن - كلام (کلمه منطق و نيز کلمه نطق هر دو به معناي صوت يا صوتهاي متعارفي است که از حروفي تشکيل يافته و طبق قرارداد واضع لغت ، بر معنيهايي که منظور نظر ناط
منطقلغتنامه دهخدامنطق . [ م َ طِ ] (ع مص ) نطق . برزبان راندن حرفی یا سخنی که از آن معنی مفهوم گردد.(از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). سخن گفتن . (غیاث ) (آنندراج ). سخن گفتن
شیخ صنعانلغتنامه دهخداشیخ صنعان . [ ش َ خ ِ ص َ ] (اِخ ) نام پیری در داستانی از کتاب منطق الطیر عطار. این نام در ادبیات فارسی بسیار شهرت دارد و توصیفاتی برای او نوشته اند. رجوع به صن
هفت وادیلغتنامه دهخداهفت وادی . [ هََ ] (اِ مرکب ) (اصطلاح عرفان ) شیخ عطار در منطق الطیرهفت وادی سلوک را چنین نام می برد: طلب ، عشق ، معرفت ،استغنا، توحید، حیرت ، فنا. اما این مناز
زبان مرغانلغتنامه دهخدازبان مرغان . [ زَ ن ِ م ُ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) منطق الطیر... در قصص پیغمبران آمده که سلیمان زبان مرغان میدانسته و در قرآن است : و عُلِّمْنا منطق الطیر. (ق
احمدلغتنامه دهخدااحمد.[ اَ م َ ] (اِخ ) ابن یحیی بن ابی بکر التلمسانی حنبلی ، المشهور بابن ابی حجلة و ملقب بشهاب الدین و مکنی به ابوالعباس . شاعر و ادیب . رجوع به ابن ابی حجله ا