25 فرهنگ

2437 مدخل


منصف

monsef

داد‌دهنده؛ آن‌که به‌ عدل‌وداد رفتار کند.

دادمند، دادور

۱. انصافدار، باانصاف، بامروت
۲. حقبین، دادگر، عادل ≠ بیانصاف
۳. بینظر
۴. آزرمجو

disinterested, dispassionate, equitable, evenhanded, fair-minded, impartial, just, open-minded, sporting, square