منشآتلغتنامه دهخدامنشآت . [ م ُ ش َ ] (ع ص ، اِ) ج ِ منشاءة. (ناظم الاطباء). رجوع به منشاءة شود.- الجواری المنشآت ؛ کشتیهای بلندبادبان . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب ا
منأتلغتنامه دهخدامنأت . [ م ُ ءَ ] (ع ص ) دورکرده . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مناتلغتنامه دهخدامنات . [ م َ ] (روسی ، اِ) یک نوع پولی که معادل یک صد کوپک است . (ناظم الاطباء). مسکوکی سیمین روس را. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
مناتلغتنامه دهخدامنات . [ م َ ](اِخ ) نام بتی در عرب که هذیل و خزانه که هر دو قبیله ای است از عرب آن را می پرستیدند. (غیاث ). بت قبایل اوس و خزرج و غسان . (مفاتیح العلوم خوارزمی
مُنشَئَاتُفرهنگ واژگان قرآنایجاد شده ها - خلق شده ها(کلمه منشئات اسم مفعول از ماده انشاء است ، و انشاء هر چيز به معناي احداث و ايجاد و تربيت آن است)
مبارکشاهلغتنامه دهخدامبارکشاه . [ م ُ رَ ] (اِخ ) فخرالدین از مداحین سلطان غیاث الدین غوری بود و مدخل منظوم از منشآت او است . (تاریخ گزیده ص 825). او راست :بر آفتاب زلف تو تا سایه گ
احمدلغتنامه دهخدااحمد. [ اَ م َ ] (اِخ ) زکی صفوت . فارغ التحصیل از مدرسه ٔ دارالعلوم و مدرس زبان عربی در مدرسه ٔ الامیرفاروق سنه ٔ 1345 هَ . ق . او راست : صفوة المنشآت . و آن م
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) فالی ملقب به مجدالدین . از معاصرین رشیدالدین فضل اﷲ وزیر معروف که مکتوبی از رشیدالدین خطاب به وی در نسخه ٔ خطی مجموعه ٔ منشآت رشیدالدین
زاده ٔ خاطرلغتنامه دهخدازاده ٔ خاطر. [ دَ / دِ ی ِ طِ ] (ترکیب اضافی ، اِمرکب ) کنایه از نظم و نثر و آن چه زاده ٔ طبیعت باشد همچون صوت و کار و عمل . (برهان قاطع). فکر.منشاَّت . شعر و غ