منسکلغتنامه دهخدامنسک . [ م َ س َ ] (ع مص ) عبادت کردن . (تاج المصادر بیهقی ). پرستیدن و پارسا گردیدن . نُسک . نَسک . نِسک . نُسُک . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء). عبادت کردن
منسکلغتنامه دهخدامنسک . [ م َ س ِ / س َ ] (ع اِ) قربانگاه . (ترجمان القرآن ). آنجا که قربان کنند در حج . ج ، مناسک . (مهذب الاسماء). قربانی جای . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء
منسکفرهنگ انتشارات معین(مَ س یا سَ) [ ع . ] (اِ.) 1 - جای قربانی ک ردن . 2 - راه و روش عبادت . ج . مناسک .
مَنسَکاًفرهنگ واژگان قرآنعبادت (کلمه منسک مصدر ميمي ، و اسم زمان و مکان است از نسک و در عبارت "فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَـﭑذْکُرُواْ ﭐللَّهَ " مصدر ميمي و به معناي عبادت است ،
منسکبلغتنامه دهخدامنسکب . [ م ُ س َ ک ِ ] (ع ص ) ریزان و آب ریزان . (آنندراج ). آب ریزنده . (غیاث ). ریزان و آب ریزنده . (ناظم الاطباء). رجوع به انسکاب شود. || گریه ٔ بسیارکننده
مَنسَکاًفرهنگ واژگان قرآنعبادت (کلمه منسک مصدر ميمي ، و اسم زمان و مکان است از نسک و در عبارت "فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِکَکُمْ فَـﭑذْکُرُواْ ﭐللَّهَ " مصدر ميمي و به معناي عبادت است ،
منسکبلغتنامه دهخدامنسکب . [ م ُ س َ ک ِ ] (ع ص ) ریزان و آب ریزان . (آنندراج ). آب ریزنده . (غیاث ). ریزان و آب ریزنده . (ناظم الاطباء). رجوع به انسکاب شود. || گریه ٔ بسیارکننده