منسوبینلغتنامه دهخدامنسوبین . [ م َ ] (از ع ص ، اِ) آنهایی که دارای نسبت و علاقه و پیوستگی باشند و خویشاوندان و متعلقان . (ناظم الاطباء). بستگان . وابستگان . (یادداشت مرحوم دهخدا).
منسوبیتلغتنامه دهخدامنسوبیت . [ م َ بی ی َ ] (از ع مص جعلی ، اِمص ) انتساب و نسبت داشتگی . (ناظم الاطباء).
وابستگانلغتنامه دهخداوابستگان . [ ب َ ت َ / ت ِ ] (اِ مرکب ) ج ِ وابسته . منسوبین . || نوکران . (از سفرنامه ٔ ناصرالدین شاه ). رجوع به وابسته شود.
اسحاقلغتنامه دهخدااسحاق . [ اِ ] (اِخ ) ابن سلیمان بن علی بن عبداﷲبن عباسی هاشمی . یکی از منسوبین خاندان بنی عباس . وی در عهد هارون الرشید بسال 177 هَ . ق . والی مصر بود ولی چون