25 فرهنگ

1347 مدخل


منسجم

monsajem

بانظم و درست؛ خالی از تعقید و تکلف.

هماهنگ

انسجامیافته، باانسجام، ساختاریافته، پیوسته، سیستماتیک، مدون، نظاممند، یکپارچه ≠ غیرمنسجم

coherent, cohesive