منزلتفرهنگ مترادف و متضاد۱. شان، درجه، رتبه، مقام، مرتبه، مرتبت ۲. حد، محل، پایگاه، جایگاه، پایه ۳. ارزش، اهمیت، اعتبار، ارج، بها ۴. جاه، شان ۵. قدر، قرب، حرمت، آبرو
منزلت داشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارج داشتن، قرب داشتن، قدر داشتن، حرمتداشتن ۲. ارزش داشتن، اهمیت داشتن، اعتبارداشتن ۳. شان داشتن، مرتبت داشتن ۴. مکانتداشتن، درجه و پایه داشتن
بی منزلتلغتنامه دهخدابی منزلت . [ م َ زِ ل َ ] (ص مرکب ) (از: بی + منزلت = منزلة عربی ) بدون حرمت و مقام . بدون پایه و مرتبت . رجوع به منزلت و منزلة شود.
قَدْرِفرهنگ واژگان قرآنمنزلت (کلمه قدر به معناي منزلت است ، و اگر شب نزول قرآن را شب قدر خوانده به خاطر اهتمامي بوده که به مقام و منزلت آن شب داشته ، و يا عنايتي که به عبادت متعبدين د