منحصراًلغتنامه دهخدامنحصراً. [ م ُ ح َ ص ِ رَن ْ ] (ع ق ) اختصاصاً. بطور انحصار: هنر زری بافی منحصراً متعلق به ایرانیان است .
مُنتَصِراًفرهنگ واژگان قرآنياري كننده - به ياري طلبنده (عبارت "وَلَمْ تَکُن لَّهُ فِئَةٌ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ ﭐللَّهِ وَمَا کَانَ مُنتَصِراً "يعني: و برايش گروهى نبود كه او را در برابر
زیستپرورد1biotrophواژههای مصوب فرهنگستانانگلی که منحصراً از بافتهای زندة میزبان خود تغذیه میکند متـ . زیپرورد1
زیستپرورد2biotrophicواژههای مصوب فرهنگستانویژگی انگلی که منحصراً از بافتهای زندة میزبان خود تغذیه میکند متـ . زیپرورد2
گوسالۀ شیرپروردveal 1, vealer, veal calfواژههای مصوب فرهنگستانگوسالهای که منحصراً با شیر و مواد مشابه آن تغذیه و معمولاً در دوازه هفتگی به بازار عرضه میشود