منتکشلغتنامه دهخدامنتکش . [ م ُ ت َ ک ِ ] (ع ص ) بیرون کشنده ٔ گل و لای از چاه . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه گل و لای از چاه بیرون می کشد. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد)
منت کشفرهنگ انتشارات معین(مِ نَّ. کِ) (اِفا.) کسی که با دیگری قهر است ولی به وسایلی سعی می کند توجه او را جلب و با وی آشتی کند.
محنتکشفرهنگ مترادف و متضادرنجدیده، رنجکش، غمپرور، محنتبر، محنتپرور، محنتخور، محنتدیده، محنتزده، محنتروزی، محنتی
منتشر شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. انتشار یافتن ۲. پخش شدن، توزیع شدن ۳. پراکنده شدن ۴. چاپ شدن، به چاپ رسیدن ۵. سرایت کردن ۶. گسترده شدن