25 فرهنگ

2103 مدخل


منتقد

montaqad

۱. آزموده‌شده.
۲. درم سره و خالص.

خرد هگیر

۱. انتقادکننده، ایرادگیر، ناقد، خردهگیر، عیبجو، معترض، نکتهگیر، انتقادگر، انتقادجو
۲. ناقد، نقدنویس

critic, reviewer