منتفجلغتنامه دهخدامنتفج . [ م ُ ت َ ف ِ ] (ع ص ) متکبر و بزرگ منش . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || پهلوی بلند. (آنندراج ). پهلو آماسیده و برآمده . (ناظم الاطباء)
اعراب منتفجلغتنامه دهخدااعراب منتفج . [ اَب ِ م َ ت َ ف َ ] (اِخ ) بنی مالک . اعراب میان سبعه و ام التمیر است که در ضلع غربی کارون سکونت دارند و بزراعت اشتغال دارند. (از جغرافیای سیاسی
اعراب منتفجلغتنامه دهخدااعراب منتفج . [ اَب ِ م َ ت َ ف َ ] (اِخ ) بنی مالک . اعراب میان سبعه و ام التمیر است که در ضلع غربی کارون سکونت دارند و بزراعت اشتغال دارند. (از جغرافیای سیاسی
طاق کسریلغتنامه دهخداطاق کسری . [ ق ِ ک ِ س را ] (اِخ ) مشهورترین بنائی که پادشاهان ساسانی ساخته اند. قصری است که ایرانیان طاق کسری یا ایوان کسری مینامند و هنوز ویرانه ٔ آن در محله