منتظرلغتنامه دهخدامنتظر. [ م ُ ت َ ظِ ] (ع ص ) درنگ کننده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه درنگ می کند. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || چشم دارنده . (دهار) (آنندراج ) (ا
منتظرفرهنگ مترادف و متضاد۱. امیدوار، انتظارکش، چشمبهراه، گوشبهزنگ ۲. مترصد، مترقب ۳. متوقع، مراقب، نگران
منتذرلغتنامه دهخدامنتذر. [م ُ ت َ ذِ ] (ع ص ) پیمان بندنده و واجب نماینده ٔ چیزی بر خود. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). آنکه نذر می کند و عهد می بندد. (ناظم الاطباء). رجوع به انتذ
منتظر شدنگویش اصفهانی تکیه ای: čam be râh boyan طاری: muntazer beboymun طامه ای: montazer boboɂan طرقی: muntazer beboymun کشه ای: muntazer beboymun نطنزی: montazer baboyan