منتشللغتنامه دهخدامنتشل . [ م ُ ت َ ش َ ] (ع ص ) گوشت پاره ٔ از دیگ به دست برکشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
منتشللغتنامه دهخدامنتشل . [ م ُ ت َ ش ِ ] (ع ص ) به دست از دیگ برآورنده ٔ گوشت بی کفگیر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). || آنکه عضوی را به دست گرفته هرچه گوشت در آن باشد تناول کند
منتلونلغتنامه دهخدامنتلون . [ م ُ ت ُ لُن ] (اِخ ) مونتولون . ژنرال فرانسوی (1783 - 1853 م .). او در دوران اسارت ناپلئون اول ، فرمانروای فرانسه ، با وی همراه بود و خاطرات و نکاتی
منتشللغتنامه دهخدامنتشل . [ م ُ ت َ ش َ ] (ع ص ) گوشت پاره ٔ از دیگ به دست برکشیده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد).
منتشللغتنامه دهخدامنتشل . [ م ُ ت َ ش ِ ] (ع ص ) به دست از دیگ برآورنده ٔ گوشت بی کفگیر. (آنندراج ) (از منتهی الارب ). || آنکه عضوی را به دست گرفته هرچه گوشت در آن باشد تناول کند
منتلونلغتنامه دهخدامنتلون . [ م ُ ت ُ لُن ] (اِخ ) مونتولون . ژنرال فرانسوی (1783 - 1853 م .). او در دوران اسارت ناپلئون اول ، فرمانروای فرانسه ، با وی همراه بود و خاطرات و نکاتی
خضرشاهلغتنامه دهخداخضرشاه . [ خ ِ ] (اِخ ) نام او خضرشاه بن عبداللطیف منتشاوی یا منتشوی است . از فاضلان قرن نهم هجری او راست : 1- تعلیقه بر شرح مواقف . 2- شرح تجرید. 3- حاشیه بر ش