منتلغتنامه دهخدامنت . [ م َ ] (ع اِ) به اسپانیائی «مانتو» . ج ، مُنوت . مانتو . و نیز به اسپانیائی «مانتا» . روپوش تختخواب (روتختی ) لباس کرکی با موهای بلند. «مانتا دو کاما» پو
منتلغتنامه دهخدامنت . [ م ِن ْ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) منة. شماره ٔ احسان و نیکوییهایی که درباره ٔکسی کرده و بار نعمت بر آن کس نهاده و وی را مرهون احسان خود دانسته . (ناظم الاطباء)
منتلغتنامه دهخدامنت . [ م ُن ْ ن َ ] (ع اِمص ، اِ) مُنَّة. قوت و توانایی : در ره شرع و فرض و سنت خویش مِنت حق شمر نه مُنت خویش . سنائی (حدیقه چ مدرس رضوی ص 77).رجوع به مُنَّة ش
منت گذاشتنفرهنگ مترادف و متضاد۱. منت نهادن، به رخ کشیدن ۲. لطف کردن، محبت کردن، نیکی کردن، احسان کردن ≠ منتپذیرفتن
لَا تَمْنُنفرهنگ واژگان قرآنمنّت نگذار (ازکلمه منّ به معنی نعمت دادن زياد و باارزش است لذا زياد شمردن نعمت تنها از جانب خدايتعالي نيکوست واز جانب غير او زشت استجمله "وَلَا تَمْنُن تَسْتَکْ
لَّا تَمُنُّواْفرهنگ واژگان قرآنمنت نگذارید(منت به معناي آن است که نعمتي را که به کسي دادهاي با زبان خود آن را بــــــراوسنگين سازي .یا به عبارت دیگر کاری را که برای او کرده ای بزرگ بشماری. از
لَا تَمُنُّواْفرهنگ واژگان قرآنمنّت نگذاريد(ازکلمه منّ به معنی نعمت دادن زياد و باارزش است لذا زياد شمردن نعمت تنها از جانب خدايتعالي نيکوست واز جانب غير او زشت است)
مَنَّفرهنگ واژگان قرآنمنّت نهاد (منت به معناي آن است که نعمتي را که به کسي دادهاي با زبان خود آن را بــــــراوسنگين سازي .یا به عبارت دیگر کاری را که برای او کرده ای بزرگ بشماری. از
مَنّاًفرهنگ واژگان قرآنمنّت نهادن (منت به معناي آن است که نعمتي را که به کسي دادهاي با زبان خود آن را بــــــراوسنگين سازي .یا به عبارت دیگر کاری را که برای او کرده ای بزرگ بشماری. از