منبوتلغتنامه دهخدامنبوت .[ مَم ْ ] (ع ص ) رویانیده شده . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). نعت مفعولی است برخلاف قیاس از مصدر«اِنبات ». (از اقرب الموارد). رجوع به انبات ش
منبت کاریلغتنامه دهخدامنبت کاری . [ م ُ ن َب ْ ب َ ] (حامص مرکب ) شغل منبت کار و صنعت منبت ساختن و کنداگری . (ناظم الاطباء). خفته و رسته کاری در چوب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رج
انباتلغتنامه دهخداانبات . [ اِم ْ ] (ع مص ) رستن گیاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). رُستن . (مصادر زوزنی ). برُستن . (تاج المصادر بیهقی ). || رویانیدن .(منتهی الارب
منبت کاریلغتنامه دهخدامنبت کاری . [ م ُ ن َب ْ ب َ ] (حامص مرکب ) شغل منبت کار و صنعت منبت ساختن و کنداگری . (ناظم الاطباء). خفته و رسته کاری در چوب . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). رج