منبعقلغتنامه دهخدامنبعق .[ مُم ْ ب َ ع ِ ] (ع ص ) باران سخت فروریزنده . (آنندراج ) (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). ابر بسیارباران . (ناظم الاطباء). || زیاده گویی کننده . (آن
منعقد شدنفرهنگ مترادف و متضاد۱. بسته شدن ۲. دلمه شدن ۳. سفت شدن ۴. برگزار شدن، برپا داشتن، تشکیل شدن، ترتیبیافتن
sourceدیکشنری انگلیسی به فارسیمنبع، منشاء، مبدا، چشمه، خاستگاه، مایه، ماخذ، مصدر، سر چشمه، عین، مایه مبداء