مناواتلغتنامه دهخدامناوات . [ م ُ ] (از ع ، اِمص ) مناواة. خصومت : هر دو به معادات یکدیگر برخیزند و کار به مناوات انجامد. (مرزبان نامه چ قزوینی ص 49). رجوع به مناواة شود.
مناجاتفرهنگ مترادف و متضاد۱. دعا، رازگویی، نیایش ۲. رازونیاز کردن (باخدا) ۳. نجوا کردن ۴. سحر، سحرگاه (در ماه رمضان)
مناجات کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. رازونیاز کردن، نجوا کردن، دعا خواندن، نیایش کردن ۲. سحرخوانی کردن، مناجاتخوانی کردن، مناجاتگری کردن
مناجات کردنفرهنگ مترادف و متضاد۱. رازونیاز کردن، نجوا کردن، دعا خواندن، نیایش کردن ۲. سحرخوانی کردن، مناجاتخوانی کردن، مناجاتگری کردن