مناهملغتنامه دهخدامناهم . [ م َ هَِ ] (اِخ ) پادشاه اسرائیل در سالهای 747 تا 738 ق .م . هنگامی که سلیمان کشته شد پادشاه زاکاری برای به دست آوردن فرمانروائیش دست به کار شده و مناه
مناهملغتنامه دهخدامناهم . [ م َ هَِ ] (اِخ ) رئیس قوم یهود که پس از مرگ هرود کبیر (در قرن اول میلادی ) علیه رومیان قیام کرد و خود را پادشاه اورشلیم نامید ولی «العازار» که بر گروه
مناهمةلغتنامه دهخدامناهمة. [ م ُ هََ م َ ] (ع مص ) با هم دم سرد و ناله برآوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
مناهمةلغتنامه دهخدامناهمة. [ م ُ هََ م َ ] (ع مص ) با هم دم سرد و ناله برآوردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
لیلیلغتنامه دهخدالیلی . [ ل َ لا ] (اِخ ) الاخیلیة بنت عبداﷲبن الرحال بن شداد الاخیلیة یا رحّالة. از شاعرات مولدات عرب صدر اسلام است و او را دیوانی است مشروح . توبةبن الحمیر دلب
مُّنْهَمِرٍفرهنگ واژگان قرآنبسيار فراوان و ريزان (از" همر " به معناي ريختن اشک و باران به شدت ، و انهمار به معناي انصباب و روان شدن است و فتح آسمان به آبي منهمر و روان در عبارت "فَفَتَحْنَ
ماه منظرلغتنامه دهخداماه منظر. [ م َ ظَ ] (ص مرکب ) ماهرو. ماه چهر. ماه چهره . ماه دیدار : پریچهره بتی عیار و دلبرنگاری سروقد و ماه منظر. دقیقی .نکرد یاد من و یادگار داد مراخیال آن